گويش زبان مردم رکاوند مازندراني بوده و علاوه بر آن به فارسي نيز صحبت مي كنند.

 

زبان مازندراني بازمانده‌ي زبان ايرانيان قديم «پارسي ميانه» است که نسبت به زبان فارسي‌نو ديرتر و کمتر تحت تاثير زبان‌هاي بيگانه چون اعراب، مغول و تاتار که مدتي بر ايران حکومت کردند، قرار گرفته‌اند.

 

زبان مازندراني با لهجه‌هاي گوناگون در اين سرزمين متداول است. علاوه بر آن لهجه‌هاي گيلکي در غرب و لهجه‌هاي مهاجران سيستاني، بلوچ، سمناني، شاهرودي و خراساني در شرق مازندران رواج دارد.

 

درخصوص تاريخ زبان مازندراني لازم به ذكر است مازندران تا 200 سال پس از يورش تازي‌ها به ايران از خود مقاومت نشان داد و حتي بعد از شكست در مقابل عربها و نهايتاً پذيرش اسلام ، آداب ، سنن و زبان باستانی خود را حفظ نمود . تا سده ی ۵ ه.ق واليان طبرستان زبان مازندراني را با خط پهلوي مي‌نگاشتند و سکه مي‌زدند. دو کتيبه که به خط پهلوي در رسکِت واقع در دودانگه ساري وگنبد لاجيم سوادکوه به‌دست آمده مؤيد اين نظر است. به تازگي چند نسخه خطي از برگردان ادبيات تازيان به زبان طبري و نسخه‌هايي از برگردان و برداشت قرآن به اين زبان يافت شده که از روي آنها مي‌توان دريافت که زبان طبري در قرنهاي نخستين پس از اسلام داراي ادبيات گسترده‌اي بوده‌است. مقدسي مي‌نويسد که زبان طبرستان به زبان ولايت قومس و جرجان نزديک است، جز آنکه در آن شتابزدگي است و‌ ها زياد به کار مي برند.

 

به طور كلي زبان و لهجه مازندراني بازمانده زبان ايرانيان قديم (پارسي ميانه) كه نسبت به زبان فارسي كمتر تحت تأثير زبان و لهجه هاي اعراب، مغول و تاتار قرار گرفته است .

 

 

  نظير ساير قسمتها، در چهار سوي درياي مازندران قوم هاي متعددي زندگي كرده‌اند و در مقاطع مختلف با يكديگر آميخته‌اند واز اين لحاظ نسبت دادن قوم خاصي به يك محله رکاوندمشكل مي باشد با اينحال پيش از ورود آرياييان به ايران قومهاي ساكن اطراف اين محل بيشتر به تپورها كه با نام تبري و تپير(تبر در گويش محلي به‌معني کوه است و تبرستان يعني کوهستان) شهرت يافته‌اند نزديك مي باشند. اين قوم از سرزمين ميان بابل تا گرگان (نام اين منطقه طبرستان-تبرستان نام داشته كه بعداً نام مازندران را پيدا كرد.) سكونت داشته اند. اينان مردمي قوي بوده و عمدتاً به كار كشاورزي و دامداري مشغول بوده اند. هيركاني‌ها( كه محل سكونت آنان جايي بوده است كه امروزه با نام گرگان و استرآباد شناخته مي شود) نيز در همسايگي اين اقوام زندگي ميكردند.

بنا به موقعيت جغرافيايي مناسبي كه به لحاظ كشاورزي و يا دامداري داشته است همواره مكاني براي مهاجرت ساير نقاط مجاور داشته.

موسوی رکاوندی