نون تنوری

این نان؛ معروفترین نان مصرفی است که علی رغم فراموش شدن نان های دیگر و گسترش نانوایی های صنعتی یا وسایل پخت جدیدتر، هنوز هم در بسیاری از محله رکاوند می توان شاهد پخت و مصرف آن بود.در محله رکاوند چند سالی است که به همت سرکار خانم سیده هاجر حسینی استارت آن زده شد و به مرور زمان به تعداد افراد به عنوان مشاغل خانگی و کسب درآمد افزوده شد ضمناً یاد آور می شود در مناسبت های خاص مانند عید نوروز ، عید غدیر و هدیه خانواده عروس بعد از مراسم عروسی به بستگان و مراسم ترحیم در محل در اکثر خانه ها پخت می شود .

هر چند گسترش شهرنشینی و رشد جمعیت، نانوایی ها و کارخانه های تولید صنعتی نان را افزایش داده و راه های دسترسی به نان آسان شده است اما نان تنوری مازندرانی طعمی دارند که هیچگاه فراموش نخواهید کرد.

وجود روستاهای پراکنده و خانه های دور از هم،شغل هایی که با جنگل و دشت سروکار داشتند و همچنین نبود وسایل نقلیه تندرو، سبب می شده است که داشتن مهمان ناخوانده اصل جدایی ناپذیر زندگی آن روزگاران مردمان باشد. این مهمان در بدو ورود با نان و چای پذیرایی می شد. و خوراکی های دیگر همچون دشو، مربا و… به عنوان وسایل پذیرایی درجه دوم استفاده می شده است اما نان و چای به عنوان وسایل پذیرایی درجه اول مورد استفاده قرار می گرفته است.

اما آرد گندم و محصولات آن در رکاوند بسیار ارزشمند بوده است  قداست آرد و نان به گونه ای بوده است که کودکان را از نشستن بر روی آنان برحذر می داشتند. همچنین کسی حق نداشت از روی نان رد شود و یا نان را لگد کند؛ این اعمال را گناهی بزرگ می دانستند. صرف از نظر از ارزشی که دین برای نان قائل است به نظر می رسد به آسانی در دسترس نبودن گندم و عدم کشت آن در منطقه سبب می شده است که تا این اندازه نان مقدس باشد. معمولا آرد مورد نیاز خانوار به صورت سالانه تهیه می شد و برای تهیه ی آرد اهالی به شهرها  می رفتند و گندم مورد نیاز را می خریدند و با اسب و استرهایشان حمل می کردند و در اینجا به آسیاب ها می سپردند تا آرد تهیه شود. اما امروزه دیگر نه آسیابی مانده است و نه آسیابانی کیسه های گندم را تحویل می گیرد. ضمنا در زمان های نچندان دور در کنار منزل آقای مرحوم حاج حسین ادبی آسیاب آبی بود که به دلیل گسترش شهر نشینی و رشد جمعیت و کارخانه های تولیدی آرد تنها آسیاب محل تعطیل و بعدها متاسفانه تخریب شد .